دهم دسامبر در سایه سرکوب: روایت یک درویش گنابادی از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران
نگارش: حسین. ا / داریوش. ت – به مناسبت روز جهانی حقوق بشر
در روز جهانی حقوق بشر، در حالی که جهان از کرامت انسانی و آزادی عقیده سخن میگوید، در ایران اقلیتهای دینی—از جمله دراویش گنابادی—همچنان با زندان، شلاق، تبعید و تهدید جانی روبهرو هستند. این متن، شهادت یک درویش گنابادی است؛ روایتی از سرکوب، تبعیض و مطالبهای روشن از جامعه جهانی برای اقدام مؤثر.
امروز، دهم دسامبر، روز جهانی حقوق بشر است؛ روزی که قرار بود یادآور کرامت ذاتی انسان، آزادی وجدان و حق انتخاب باشد. من این متن را بهعنوان یک درویش گنابادی مینویسم؛ عضوی از یک اقلیت دینی که سالهاست در ایران، نه به دلیل خشونت یا اقدام مجرمانه، بلکه صرفاً بهخاطر باور و مسیر معنویاش، با تبعیض، سرکوب و آزار سیستماتیک روبهرو بوده است. برای ما، روز جهانی حقوق بشر بیش از آنکه نمادین باشد، یادآور رنجهایی است که هنوز ادامه دارد.
در دهههای گذشته، دراویش گنابادی بارها هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفتهاند. بازداشتهای خودسرانه، احضارهای مکرر، پروندهسازی، محرومیت از حقوق شهروندی و تخریب اماکن عبادی، تنها بخشی از سیاستی بوده که هدف آن حذف هر قرائت دینی مستقل از چارچوب رسمی حکومت است. باور ما بهجای آنکه محترم شمرده شود، به «اتهام» تبدیل شده و هویت دینیمان بهعنوان تهدیدی امنیتی معرفی شده است.
آنچه وضعیت دراویش گنابادی را بهویژه خطرناک میکند، مسئله تغییر عقیده و انتخاب مسیر معنوی متفاوت است. در نظامی که یک تفسیر خاص از دین را بر جامعه تحمیل میکند، هرگونه خروج از این چارچوب میتواند با اتهامهایی سنگین همراه شود. این نگاه، نهتنها آزادی عقیده را نقض میکند، بلکه در مواردی جان انسانها را در معرض خطر جدی قرار میدهد؛ خطری که هم از سوی نهادهای رسمی و هم با تحریک جریانهای افراطی در جامعه تشدید میشود.
آزار دراویش تنها به بازداشت و خشونت فیزیکی محدود نمانده است. فشار بر خانوادهها، ایجاد فضای ترس و بیاعتمادی، محرومیت از تحصیل و اشتغال، و تلاش برای انزوای اجتماعی، بخشی از واقعیتی است که بسیاری از ما تجربه کردهایم. این سرکوب خاموش و روزمره، کمتر دیده میشود، اما اثرات عمیق و ویرانگری بر امنیت روانی و اجتماعی افراد و خانوادهها بر جای میگذارد.
دراویش گنابادی در این رنج تنها نیستند. دیگر اقلیتهای دینی، بهویژه کسانی که به دلیل تغییر عقیده یا خروج از اسلام هدف آزار قرار گرفتهاند، با اشکال مشابهی از سرکوب مواجهاند. احکام سنگین زندان، شلاق، تبعید، و حتی اعدام، همچنان بهعنوان ابزارهایی برای ارعاب و خاموشکردن آزادی وجدان و ایمان به کار گرفته میشوند. این مجازاتها نهتنها ناقض حقوق بشر، بلکه توهینی آشکار به حق حیات و کرامت انسانی هستند.
روز جهانی حقوق بشر باید فرصتی برای شنیدهشدن صدای این قربانیان باشد. نقض حقوق دراویش گنابادی و دیگر اقلیتهای دینی در ایران، نمونهای روشن از بیاعتنایی ساختاری به اصل آزادی دین و عقیده است؛ اصلی که در اسناد بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده، اما در عمل، برای بسیاری از شهروندان ایرانی نادیده گرفته میشود.
در این روز، خطاب من تنها به حاکمان ایران نیست، بلکه به جامعه جهانی، جهان آزاد، سازمانهای بینالمللی و فعالان حقوق بشر نیز هست. سکوت در برابر اعدام، زندان، شلاق، تبعید و آزار سیستماتیک اقلیتهای دینی، بهمعنای چشمپوشی از اصولی است که حقوق بشر بر آنها بنا شده است. ما انتظار داریم که فشارهای مؤثر، هدفمند و مستمر بر حکومت ایران برای توقف این مجازاتها و پایان دادن به سرکوب عقیدتی اعمال شود.
بهویژه، وضعیت کسانی که به دلیل تغییر عقیده، از قرائت رسمی دین فاصله گرفتهاند، نیازمند توجه فوری است. هیچ انسانی نباید بهخاطر انتخاب مسیر معنوی خود، آزادی یا جانش را از دست بدهد. دفاع از حقوق دراویش گنابادی و دیگر اقلیتهای دینی، دفاع از یک گروه خاص نیست؛ دفاع از اصل جهانی آزادی وجدان و ایمان است.
من این سطور را با امید مینویسم؛ امید به روزی که دهم دسامبر در ایران، نه روز یادآوری نقض حقوق بشر، بلکه روز تحقق آن باشد. تا آن روز، نوشتن، شهادت دادن و مطالبه عدالت، تنها ابزار ما در برابر فراموشی و سرکوب است.
