همجنسگرایان در ایران؛ زندگی زیر سایه ترس، سرکوب و مرگ
نگارش: سحر خانی – در آستانۀ روز مبارزه با همجنسگراستیزی
در ایران امروز، همجنسگرا بودن صرفاً یک گرایش جنسی نیست؛ برای بسیاری، به معنای زندگی در سایه ترس دائمی، پنهانکاری اجباری، تحقیر اجتماعی و تهدید مستمر از سوی حکومت و جامعه است. در کشوری که قوانین کیفری، ساختار ایدئولوژیک حکومت و گفتمان رسمی مذهبی، همجنسگرایی را نه به عنوان بخشی از تنوع انسانی، بلکه به عنوان «جرم»، «انحراف» یا «گناه» معرفی میکنند، افراد LGBTQ+ عملاً از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند.
جمهوری اسلامی ایران سالهاست که با تکیه بر قوانین سختگیرانه و تفاسیر مذهبی افراطی، روابط همجنسگرایانه را جرمانگاری کرده و در برخی موارد مجازاتهای بسیار سنگین، از جمله اعدام، برای آن در نظر گرفته است. صرف وجود چنین قوانینی، حتی اگر در هر پرونده اجرا نشوند، ابزاری دائمی برای ایجاد رعب، باجگیری، بازداشت خودسرانه و کنترل زندگی خصوصی شهروندان است. قانونی که عشق و هویت انسانی را جرم میداند، خود مصداق آشکار نقض حقوق بشر است.
اما سرکوب همجنسگرایان در ایران تنها از سوی حکومت نیست. فضای اجتماعی نیز، که سالها تحت تأثیر تبلیغات رسمی، آموزشهای ایدئولوژیک و نفرتپراکنی مذهبی شکل گرفته، اغلب به محیطی ناامن برای افراد همجنسگرا تبدیل شده است. بسیاری از آنان از ترس طرد شدن از خانواده، از دست دادن شغل، خشونت فیزیکی، تهدید، اخاذی یا افشای اجباری هویت خود، ناچارند زندگی دوگانه و پنهانی داشته باشند؛ زندگیای که خود نوعی شکنجه روانی مداوم است.
در بسیاری از موارد، خانوادهها به جای حمایت، به بازوی فشار تبدیل میشوند. برخی جوانان LGBTQ+ در ایران با تهدید، حبس خانگی، اجبار به ازدواج ناخواسته، خشونت خانوادگی یا تلاش برای «اصلاح» اجباری مواجه میشوند. هنگامی که دولت و گفتمان رسمی، نفرت را مشروع جلوه میدهند، این خشونت به درون خانهها نیز راه پیدا میکند.
همجنسگرایان در ایران نه تنها از حمایت قانونی برخوردار نیستند، بلکه در بسیاری موارد حتی از ترس مراجعه به پلیس یا نهادهای قضایی برای گزارش خشونت علیه خود نیز محروماند. چگونه میتوان از قربانی انتظار داشت به همان ساختاری پناه ببرد که هویت او را جرم تلقی میکند؟ این خلأ امنیتی، آنان را در برابر خشونت خیابانی، سوءاستفاده، تهدید و باجگیری بیدفاع میگذارد.
گزارشهای متعدد از فشارهای روانی، بازداشتها، برخوردهای تحقیرآمیز و آزارهای سیستماتیک علیه افراد LGBTQ+ در ایران، تصویری نگرانکننده از وضعیت حقوق بشر در این کشور ترسیم میکند. زندگی در ترس دائمی از افشا شدن، بازداشت یا نابودی آینده، آثار سنگین روانی و اجتماعی بر قربانیان بر جای میگذارد؛ از افسردگی و اضطراب شدید گرفته تا انزوای اجتماعی و ناامیدی عمیق.
در این میان، رسانههای حکومتی و برخی جریانهای افراطی مذهبی نیز با زبان نفرت، برچسبزنی و غیرانسانیسازی، به این چرخه سرکوب دامن میزنند. وقتی یک حکومت به جای حفاظت از شهروندان، گروهی از آنان را هدف مشروع نفرت معرفی میکند، پیام روشنی به جامعه میفرستد: این افراد سزاوار حمایت نیستند. این همان بستری است که خشونت را عادیسازی میکند.
جامعه جهانی نباید در برابر این وضعیت سکوت کند. حقوق بشر، مرز جغرافیایی نمیشناسد. نهادهای بینالمللی، سازمانهای حقوق بشری، دولتهای دموکراتیک و سازوکارهای سازمان ملل باید وضعیت LGBTQ+ در ایران را با جدیت بیشتری رصد کنند، مستندسازی کنند و در تعامل با حکومت ایران، موضوع امنیت و حقوق این افراد را نادیده نگیرند.
هرگونه گفتوگو یا تعامل دیپلماتیک با جمهوری اسلامی که مسئله حقوق بشر را به حاشیه براند، به قربانیان این سرکوب پیام ناامیدکنندهای میدهد. فشار بینالمللی، مطالبه پاسخگویی، حمایت از قربانیان و فراهم کردن مسیرهای امن برای افراد در معرض خطر، بخشی از مسئولیت جامعه جهانی است.
هیچ انسانی نباید به دلیل هویت یا گرایش جنسی خود در ترس از زندان، خشونت، تحقیر یا مرگ زندگی کند. کرامت انسانی قابل مذاکره نیست. همجنسگرایان ایران، مانند همه انسانها، سزاوار امنیت، آزادی، احترام و حق زندگی بدون ترس هستند. سکوت در برابر این سرکوب، بیطرفی نیست؛ چشمپوشی از نقض کرامت انسانی است.
